بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
580
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و آنچه در آب بود باسم اول موسوم بود و از ديگر ماران كوتاهتر باشد و گردن او پهن بود و از گزيدن او حرارت سخت پديد آيد پس محل زخم سر و مناكل شود و قى صفرا آگنده كند و ضعف مستولى شود و اندر سه ساعت بكشد و اگر كسى از ان خلاص شود در بيماريها بد افتد كه خلاص نيابد و قسم ديگر دو سر داشته باشد و آن اندر حوالى مصر بود و چند قسم دگر هم بود كه با سمى مخصوص نباشند بعضى سخت بزرگ و بعضى كوچكتر و بعضى سر سرخ و بعضى اشقر و بعضى برنگ انگبين و بعضى را دندانها بود همچو ضاده و بعضى مانند افعى باشد و گويند ثعبان كشنده از جمله اينهاست و صنف دوم آنست كه زهر آن را بسيار قوى نباشد و به مجرد ضمادى يا طلاى ترياقى و علاج قرحه بصلاح بازآيد و بتدبيرات قوى احتياج نيوفتد مثل مارها كه اكثر در آب و علفزار باشند و از آن جمله بعضى ماران بزرگ باشند كه به قدر پنج گز و بزرگتر و آنها را قدسى ذرع بود و آنها را تيتن گويند و اندر حبشه و مدا توبه بسيار باشد و هندى اعظم جمله بود و بعضى ازين بزرگتر ثعبان گويند چشمهاى اين مار بزرگ بود و اندر زير فك او چيزى بيرون آمده باشد چون زنخدان و از هر سوى سه دندان زهر بود و دهان او سخت فراخ باشد و ابرو آن دراز دارد چنان كه چشمهاى او را بهپوشد و بر گردن او فلوسها باشد و گرداگرد آن موى باشد همچو يال حيوانات و آدم و حيوانات را بنفس دركشد و فروبرد و يك قسم ازين درياى بود جراحت آن نيز همچو جراحت تيتن صحراى باشد و صنف سوم آنست كه سم آن را مهلتى باشد چنانچه گاه بود كه بعضى را بسه روز رسد و بعضى را به دو هفته رسد و بعضى را بيشتر و بعضى را رستگارى هم شود و اكثر آن علاجپذير باشد و نزد اشخاص اين صنف هم چند قسم بود يك قسم موسوم بافعى باشد و آن مارى بود زرد و سياه و شكم و چشمهاى او سرخ بود و سر او پهن باشد و گردن او باريك و بلند و سر ذنب او كوتاه و قوى بود چنان كه گوئى دمبريده است و ازين جهت او را كله دم گويند و قد او مقدار يك ذرع و نيم تا دو ذرع بود نيشهاى او چون قلاب بود چون بگزد نشان دو دندان او پديد باشد و از ان موضع نخست صديدى پديد آيد همچو غسالهء گوشت تازه و باشد كه نخست از ان رطوبتى آبناك آيد شبيه بروغن زيت پس رطوبتى آيد زنگارى و درد آن موضع را به همه اندامها بازو به اندرون محل